سندرم آسپرگر
سلام،یکی از برادران من از کودکی رفتار عجیبی از خود بروز میداد مثلا یک عادت خاص را ساعتها تکرار میکرد،یا با دیگر بچه ها همبازی نمیشد و منزوی بود،وقتی به نوجوانی رسید مدام ذهنش به یک موضوع خاص متمرکز میشد مثلا مدتی به مسائل ماوراءالطبیعه علاقه مند شده بود و یکسال فقط در مورد این مسائل صحبت میکرد فکر میکرد و مطالعه مینمود بعد علاقه دیگری جایگزینش میشد،مانند افرادیکه چند شخصیتی هستند هنگامی که به مسائل ماوراءالطبیعه علاقمند شده بود فقط گفتارش و تمرکزش روی این مسائل بود و بعد موضوعی دیگر جایش را میگرفت،این اواخر تمرکزش روی مسائل پاکی و تمیزی است و مانند افراد وسواسی ساعتها مشغول شست و شو است،که جنس این وسواس مانند همان علاقه هاست فقط علاقه جایش را به حس انزجار داده و خودش را بطور وسواسی نشان میدهد،با توجّه به این توصیفات مانند:تکرار یک عادت از دوران کودکی تا به حال،دامنه محدود علاقه ها و متوجه نشدن استعاره ها(اگر استعاری با او صحبت کنیم متوجه منظور استعاره ها نمیشود) ممکن است دچار "سندرم آسپرگر' باشد،یا این علائم مربوط به وسواس فکری عملی شدید میشوند؟ممنون.
سلام جانم\nبا یکی از همکاران روانپزشک مشورت کن\nموفق